تبليغاتX
متن رود - گفتگو درباره ی پایان نامه
ادبیات دراماتیک

رود ــ  ضرورت پایان نامه چیست ؟ 

ضرورت پایان نامه در رسیدن به مجموعه ای از داده ها ست. یعنی آن چیزهایی که امروز دانشجو دارد. او پس از طی مراحل تحصیل به این داده ها می رسد، که آن را تحت عنوان فرضیه می شناسیم. آن فرضیه ها به نوعی مجموعه ی آموخته های دانشجوست، بعلاوه ی آن چیزهایی که توسط خودش درست شده، یعنی از فیلتر خودش عبور کرده است.

پایان نامه، یک پژوهش است تحت عنوان پایان نامه.  حالا اگر مصطلح است، اما در واقع آغاز نامه ای ست. دانشجو در پایان نامه تمام آن چیزهایی را که دارد، جمع آوری، منظم، و مرتب می کند. برای این که بداند بعد از این چه خط و خطوطی را می خواهد ادامه دهد. در واقع یک مقوله ی علمی را از کجا شروع کرده و به چه نتایجی رسیده و حالا بر اساس آن نتایج، فرضیه هایش برای آینده این زندگی عملیش چیست ؟ او بر اساس آن فرضیه ها دوباره به سئوالاتی می رسد که آن سئوالها حرکت بعدش را رقم می زند.

تلاش هایی هم شده که پایان نامه برداشته شود، مثلاً می گویند رشته های عملی پایان نامه نمی خواهد، یا پایان نامه ی نظری نمی خواهد، که به عقیده ی من اشتباه است. به این جهت که پایان نامه، اثر انگشت دانشجوست، حتی اگر تحت عنوان  یک گزارش کار دقیق باشد. این همان کار پایان تحصیلی اوست که به یادگار می ماند. از طرفی خود این پایان نامه، و بالاخص تز نظری دانشجو، برای او آدابی را به وجود می آورد که عادت کند به یادداشت برداشتن و کار علمی کردن. کار نظری را نباید با کارهای تصادفی یا حادثه ای اشتباه گرفت. ممکن است در یک کار نظری حادثه یا تصادف هم نقش مهمی داشته باشد ( در بعضی مقاطع )، اما نباید فکر کرد که همه چیز حادثه یا همه چیز تصادف است.

  رود ــ چرا بچه ها علاقه به جزوه نویسی دارند ؟ چرا از ترم اول به دنبال پژوهش نیستند و بعد از ترم 7 یا 8 کار پژوهش را شروع می کنند ؟

ایرادی وجود ندارد. به نظر من، ما همه چیزمان باید شبیه هم باشد، این مسئله ی اجتماعی ماست. صبر و تحمل ها کم شده. ببینید ؛ در زمان ما هم مثلاً بر فرض دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی که من افتخار شاگردی ایشان را حداقل برای سه ترم داشتم، می آمدند و می گفتند که کتاب لاجوس اگری را در 30 صفحه خلاصه بنویسید. یادم است در همان زمان موج مخالفت ایجاد می شد که این چه تکلیفی ست. اما همان دانشجویانی که در آن زمان مخالف بودند فهمیدند که این خلاصه نوشتن خودش یک غول اولی است.

بعد از این که توانستند شاخ این غول را بشکنند و خلاصه برداری کنند باید در خلاصه ی خود نگاه کنند و معتقد باشند که این خلاصه ی آنها شخصیت کل کتاب را دارد. حالا در آن زمان فقط لاجوس اگری بود و کتاب دیگری به آن صورت نبود. وقتی که دانشجو معتقد باشد خلاصه ای که بر داشته، شخصیت کل کتاب را دارد، خب به راحتی در خلاصه نمایشنامه هم موفق است. همینطور در پلات یا طرح نمایشنامه.  و بر اساس آن  طرح نمایشی اش می تواند کار علمی ، نظری و حتی کار طراحی کند و روی یک نمایشنامه در  تمام شاخه ها.

حالا ببینید، بعضی ها یک تنه جلو می روند مثل دکتر ناظرزاده. او از آن آدمهایی بود که یک سری مشکلات،  کمبودها ( مخصوصآ کمبود بعضی کتابها ) را احساس کرد و شروع کرد خودش ترجمه کردن و تالیف کردن کتابهای مختلف. اما حالا این مشکل حل شده. دیگر خیلی بعید به نظر می رسد و فکر نمی کنم در رشته ی ادبیات دراماتیک کسی سراغ لاجوس اگری برود.

رود ــ ما هنوز هم می خوانیم اما نه به آن صورت گذشته ...

آن قدر مرجع نیست، حالا به لطف خود استاد ناظرزاده یا سایرین که واقعاً در این خصوص کار کردند. پس ببینید ؛ دانشجو باید صبور باشد، منتهای مراتب قطعاً مدرس هم  باید  ترفندهای خاصی را، ترفندهای روانشناسی و فرهنگی و ترفندهای واقعاً دوستانه ای را به  خرج بدهد، برای اینکه دانشجو را مطمئن کند که کاری را که انجام می دهد برایش خوب است و برای پیشبرد کار خودش مهم است که این کار را انجام بدهد. موضوع، موضوع ِ بودا است و شاگردانش. همواره آن کسی که اتفاقاً ترفندهای جدید می داده،  تا شاگردانش به آن اهداف که می خواسته برسند، خود بودا بوده است.  یا محمد ( ص ) و یارانش، و یا زرتشت و یارانش. زرتشت بارها و بارها یارانش را از خودش می راند. پس ببینید هر مرشدی و مریدی یک حالت های روانشناسی، یک حالتهای ذهنی خاصی را می طلبد که از هر دو طرف بوده و از جانب هر دو باید اتخاذ بشود. به نظر من مشکلی وجود ندارد. ما یک مقدار کم صبر و طاقتیم. الان جامعه هم دارد ما را به گونه ای بار می آورد که دنبال راه میانبریم. در فلسفه هنر، اولین چیزی که ما می آموزیم این است که هنر راه میانبر ندارد. این راه های میانبری که بچه ها ابداع می کنند متاسفانه دارد آن ها را از مسیر اصلی دور می کند. چون کار ما، کاری علمی است. کار علمی یعنی A +B می دهد C . حالا A  چیست ؟ تمام  و کمال ما باید A را تصرف کنیم. B را باید بشناسیم و تصرف کنیم و به C برسیم.

رود ــ تفاوت پژوهش در دوره کارشناسی با کارشناسی ارشد یا دکترا در چیست؟

در دوره کارشناسی، قطعاً دانشجو باید به حدی برسد که بتواند تدوین کند. در واقع تدوین گر خوبی می باشد. یعنی آشنایی با مواد خام، که کتابهای مختلف است پیدا کند، از آن کتابها بتواند در جهت یک موضوع خاص، یک برداشت علمی داشته باشد. فرضیه هایش را بچیند و خودش به پرسش های آن پژوهش برسد، به یک تدوین برسد که دو/ سوم آن انشای کتب مختلف آن مأخذ و اسناد است و یک/ سوم

انشای خودش که آن انشاء مصروف وصل شدن این مطالب به همدیگر می شود. و در جاهایی سامان بخشیدن، نظم بخشیدن، گزینش کردن، حذف کردن در جهت همان فرضیه هایی که این تدوینگر یا پژوهشگر دوره ی لیسانس باید به آن بپردازد. در دوره ی فوق لیسانس تا حدودی ما به حد تألیف می رسیم، یعنی تا حدودی فرضیه ها شخصی تر است و در دکترا کاملاً شخصی است. بنابراین در فوق لیسانس، ما می بینیم که  حتی تعداد کلماتی که یک دانشجوی فوق لیسانس باید از کتب مختلف برداشت کند برای ارجاع مستقیم یا نقل به مضمون، بسیار عددش پایین تر است، و در دوره ی دکتری باز کمتر. حتی در نحوه ی استفاده از منابع در لیسانس که الان هیچ حد و حصری وجود ندارد هم همینطور است. در فوق لیسانس هم البته در دانشگاه های ما، به غیر از چند رشته که مهم اند و اساتید زبده ای دارند، خیلی از رشته ها اصلاً کاری ندارند چه اتفاقی دارد می افتد. به راحتی ترجمه را هم با توجه به این که کتاب هم کتاب ذی قیمتی است پایان نامه اعلام می کنند، در صورتی که در دوره ی فوق لیسانس هم مهم است که مثلاً دانشجوی فوق  لیسانس از منابعی که استفاده می کند مال 15سال قبل باشد نه دور تر.

 حتی کشوری مثل هند شما وقتی بخواهید دکترا بگیرید اولین چیزی که از شما می خواهند این است که منابعتان مربوط به 5 سال قبل به بعد باشد، یعنی مال قبل از آن نباشد. یعنی تا این حد مسائل حساس تر است. به این خاطر در دکترا، دیگر این  قضیه کاملاً یک ایده ی شخصی است. ما در اینجا می آییم ایده های دیگران را توسط انشای خودمان به اثبات می رسانیم، در دکترا ایده خودمان را توسط استناد بقیه به اثبات می رسانیم.

  رود ــ پایان نامه هایی که امروزه در سطح دانشگاه ها ارائه می شود تا چه اندازه اصولی و علمی است؟

به حدی که دانشجو توانسته کسب تحصیل کند، توانسته کسب علم کند و توانسته است بفهمد که چکار  کند. من نه این که دل خوشی از دانشجو داشته باشم یا نداشته باشم، ولی معتقدم دانشجو اگر راه درست را بیاموزد قطعاً کار را درست انجام خواهد داد. مثلاً خود من در پایان  نامه بسیار سخت گیرم، یعنی اصلاً اهل مماشات با دانشجو نیستم، اما با این  حال با علاقه با من پایان نامه می گیرند و واقعاً هم کار  می کنند. الان 10 نمونه در کتابخانه دارم و تعداد زیادی آورده نشده است و در همه ی آنها آن فصل بندی ای که برای خودم دارم، در همه ی آنها اعلام کردم و از هیچ کدامشان هم چشم پوشی نکردم. 

رود ــ این اصول و قواعد برای پژوهش چگونه وضع شده است ( به طور مثال 180 کلمه از هر کتاب ) ؟

سازمان های فرهنگی جهانی این ها را وضع کرده اند. اینها دیگر کارهای کاملاً علمی هستند. ببینید ؛ برای همه ی این طور مجموعه پژوهش ها یک سازمان هایی هستند که الگوهایی را بوجود می آورند. آن الگوها را در سطح کلان یا در سطح فرهنگی یا صنعتی به کشور های  دیگر  می دهند. پول می گیرند و می دهند. یکی از آنها همین سازمان هایی که این پژوهش های علمی  را اعلام می کنند.

اگر ریشه ی این چیزی که شما گفتید به فلسفه علم بر می گردد. مثلاً یکی از کتابهای دو جلدی ای که در این خصوص در بازار هست، همین کتاب منطق اکتشافات علمی یا واقع گرایی علمی است. جلد یک آن واقع گرایی علمی و جلد دومش منطق اکتشافات علمی، اثر کارل ریموند پوپر، که آدم مطرحی هم در فلسفه بوده است. و فلسفه ی علم، ترجمه ی احمد آرام و خیلی دیگر از این کتابها که به ما الگو می دهند. این الگو ها براساس سازمان های جهانی و آن سازمان هایی که  عرض کردم چیده می شود. باز آنها هم در رفتارهای علمی به این نتایج می رسند، البته باید عنوان کنم که من آن مقدار  کلماتی که گفتم بر اساس مقاله نبود، براساس پژوهش بود. چون مقاله، باز طفل پژوهش است. پژوهش گسترده تر از مقاله است که این تعداد را می چینند، که متأسفانه من نام آن سازمان الگو برداری را معرفی نکردم که حالا با این سوالی که شما کردید برای علمی تر شدن کارم باید آن را معرفی کنم.

 

ــ ما با آن استانداردهای جهانی در مورد پایان نامه چقدر فاصله داریم ؟

این سؤال، یک سؤال کلی ست و پاسخش هم ما را به جایی نمی رساند. فقط همین قدر می توانم بگویم که در نهایت مسئله ی اصلی، رسیدن دانشجو به قدرت تألیف و تدوین است. یک هنرمند باید توانمندی مکتوب کردن فعالیت های خودش را داشته باشد. ببینید ؛ الان یکی از معضلات هنری ما همین مکتوبات خودمان است. ما راجع به خودمان مکتوبات کم داریم. در صورتی که در دنیا خاطره نویسی هم تبدیل شده به یک کار علمی و دیگر یک کار تفننی نیست.

رود ــ به نظر شما در پایان نامه کار عملی مهم تر است یا پژوهش نظری؟

به نظر من هر دو مهم است. ما یک رسیدن به اثر هنری توسط هنرمند را داریم و یک چگونگی این رسیدن. رسیدنش کار عملی و چگونگی اش و مکتوب کردنش کار نظری است. در واقع این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و باید در کنار هم قرار بگیرند. شما همان قدر که برایتان مهم است که چگونه یک نمایشنامه بنویسید همان قدر هم باید برایتان مهم باشد که چگونه به آن عناصر دراماتیک می رسید. و البته بتوانید راجع به آن حرف بزنید، چون دارید کار علمی می کنید. منتها این سئوال به این جهت برای بچه ها دغدغه است، چرا که پایان نامه شده است محصول ترم آخر،  و این غلط است. دانشجو باید از همان ابتدا دنبال صید کردن مسئله ای که دغدغه اش است باشد، که در ترم 6 دیگر برایش مسجّل شده باشد که چه کاری می خواهد انجام بدهد. یعنی همین الان که شما ترم 6 هستید اگر پانزده، بیست تا کتاب راجع به موضوع مورد نظرتان نخوانده باشید، قطعاً شما هم دچار مشکلات امروزی بچه ها خواهید شد. مشکلات امروزی بچه ها از نخواندن است، از کار نکردن است، از بدی استاد و بدی دانشگاه و دوری راه و اشک و آه مادر نیست. بچه ها دنبال راه  میانبرند. برای همین است که در ترم آخر دچار سر درگمی می شوند.

رود ــ چرا بخش نتیجه گیری که اختصاص به نتیجه مستقل دانشجو دارد، ارزش فصل را ندارد؟ و اصولاً ملاک و معیار فصل بودن چیست؟

ببینید کار علمی است. متأسفانه این گونه برداشت شده که ما گفته ایم که حرف دانشجو ارزش فصل را ندارد، در حالی که این طور نیست. نتیجه گیری جزء مؤخره است. مؤخره نتیجه گیری را دارد، فهرست اعلام را دارد، منابع و ماخذ را دارد، پیوست ها را دارد، و در کل یک فصل است. ولی دو صفحه کار پایان نامه، با توجه به این که نباید استناد مستقیم داشته باشد به این کتاب های علمی و مأخذ، ارزش علمی را ندارد، نه اینکه کار بچه ها ارزش فصل را ندارد. ببینید ؛ به لحاظ چارچوب و قواعد علمی نباید هیچ ارجاعی به هیچ کتاب علمی بشود. یا از هیچ گونه منبع و مأخذی استفاده شود و عین پیشگفتار باید دو صفحه بنویسند که با توجه به روندی که طی کرده اند، الآن کجا هستند ؟ نتیجه گیریشان چیست ؟ ممکن است در بخش نتیجه گیری، یک دانشجو بگوید من در فرضیه هایم دچار اشکال شده ام و ممکن است به آن چیزی که می گفتم باید برسم، نرسیده ام. باز هم آن پایان نامه، پایان نامه ی درستی است و آن کار، یک کار پژوهشی علمی است. اصلاً قرار نیست یک پژوهش علمی حتماً به « بله » برسد. حتی اگر یک  دانشجو بتواند به اثبات برساند که غلط است، باز یک پژوهش علمی انجام داده. بنابراین ، آن اثبات رساندن دیگر حرف من است. حرف من هم اگر آن نتیجه گیری باشد، ارزش فصل را ندارد. حرف فلان دکتر هم باشد ارزش فصل را ندارد. در واقع من ارزش بندی تدوین یک  کتاب را عنوان کردم، نه این که ارزش گذاری انسانی را مطرح کرده باشم.

رود ــ آیا پایان نامه فقط همان چیزی است که در ترم آخر ارئه می شود، و یا چیزی فراتر از آن است؟

بله پایان نامه، فقط آن محصول پایانی دانشجو نیست در واقع باید کل ِ کاری که  دانشجو در طول 4 سال انجام داده مدّ نظر قرار بگیرد. به هر کم و کیف. ارتباطش با گروه، با اساتید، با خودش و کار عملی ای که کرده باید مدّ نظر قرار بگیرد، و اتفاقاً آنجا باید مدّ نظر قرار بگیرد، نه اینکه روی صفحه ی اول پایان نامه بیاید. دانشجو نام خودش و کارهایی که کرده بنویسد. این خیلی اشتباه فاحشی است، بخاطر اینکه اینها رزومه کاری که نیست. پایان نامه یک کار عملی ست.

 

 و در پایان...

من می دانم، مشکلات بسیار  است و  بخوبی می دانم که ما در دو طرف مشکل داریم، باید عمیق شد. باید عمیق شد، و به نظر من در این برهه ای که الان ما حضور داریم، وظیفه اساتید خیلی سنگین تر از دانشجو ها ست، بخاطر اینکه دانشجویان دقیقاً آینه ی تمام نمای مدرسین هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

پیش متن

در پی تشکیل ورک شاپ یه روزه ی پایان نامه برای گرایش های مختلف در دانشگاه به پیشنهاد آقایان رحیمی و مجدی، بنا بر این گذاشته شد که متن این ورک شاپ توسط  نشریه ی متن رود به چاپ برسد تا در دسترس تمامی دوستان، خصوصاً دوستان ترم های آخر که مشغول تدارک پایان نامه هستند قرار گیرد، تا شاید در این روزهای حساس و پر اضطراب بتوانیم در کنار آنان قرار گیریم و گوشه ای از مشکلاتشان را حل کنیم.

 امیدواریم که این ویژه نامه علاوه بر کمک به دوستان ترم آخر زنگ هشیاری برای دوستان ترم های پایین تر باشد تا آنها به روزی نرسند که دیالوگ جدید مد شده ی " چه زود دیر می شود " را زیر لب زمزمه کنند.

به دوستانی که این ترم پایان نامه ارائه می کنند، پیشاپیش خسته نباشید و همچنین فارغ التحصیلی آنها را تبریک می گوید.

 

با آرزوی موفقیت و سربلندی

                                                                                                                     گروه رود

گفتگو با استاد محمود رضا رحیمی/ شماره ۴/ ادبیات دراماتیک/ متن رود

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 22:55  توسط گروه رود  |