خدا سلام چطوری؟ حکومتت جور است؟!
هنوز عرش خدائیت نور علی نور است؟!
مدال خلق بشر را هنوز هم داری؟
هنوز حضرت آتش به سجده مجبور است؟
هنوز عطر گناهم پر از تن سیب است؟
هنوز بعد قیامت هووی زن حور است؟
اگر چه بنده ی خوبی ... ردم نکن امشب
خدا شرایط انسان عجیب ناجور است
خدای بکر تخیّل بگو چرا اینجا
شغال فاتح بی چون و چند انگور است
چرا حقوق بشر را جهان نمی خواند
برای کودک فقری که سهم یک گور است
خدای محض عدالت بگو چرا اینجا
کلید دار طبیعت طبیعتش زور است
و وصله های لباسی که شرم می ریزد
بساط خنده ی مشتی لباس مغرور است
خدا ببخش مرا کافری مرامم نیست
خیال کن که صدایم هوار یک مور است
خیال کن مگسی بوده ام که بالی زد
ولی شرایط انسان هنوز ناجور است
رؤیا ابراهیمی